ثقةالاسلام تبريزي از شهداي جنبش مشروطيت
یازار : Aydin
ميرزا عليآقا تبريزي (۱۲۷۷ ه.ق- ۱۳۳۰ ه.ق) مشهور به ثقةالاسلام تبريزي يا ثقةالاسلام دوم، از علماي آذربايجان و يكي از شهداي جنبش مشروطيت ايران بود. او از مشروطهطلبان و آزاديخواهان بود و در تبريز به دست روسها به دار آويخته شد.....

براي مشاهده مطلب بر روي ادامه مطلب كليك كنيد
ثقةالاسلام تبريزي از شهداي جنبش مشروطيت
ميرزا عليآقا تبريزي
(۱۲۷۷ ه.ق- ۱۳۳۰ ه.ق) مشهور به ثقةالاسلام تبريزي يا ثقةالاسلام دوم، از
علماي آذربايجان و يكي از شهداي جنبش مشروطيت ايران بود. او از
مشروطهطلبان و آزاديخواهان بود و در تبريز به دست روسها به دار آويخته
شد.
زندگي:
او در ۱۲۷۷ در تبريز بدنيا آمد. پدر بزرگش حاج
ميرزا شفيع صدر ثقةالاسلام شاگرد سيد كاظم رشتي و رئيس شيخيه تبريز بود.
پدرش حاج ميرزا موسي ثقةالاسلام در جنبش تنباكو شركت داشت.
تحصيلات
خود را در تبريز و سپس در كربلا و نجف انجام داد. پس از آن به تبريز بازگشت
و در ۱۳۱۹ بعد از درگذشت پدرش لقب «ثقةالاسلام» را به پيشنهاد محمدعلي
ميرزا وليعهد از مظفرالدينشاه دريافت كرد و رئيس شيخيه در تبريز شد. سه
بار ازدواج كرد و سه پسر و چهار دختر داشت. زبانهاي تركي و فارسي و عربي و
فرانسه را ميدانست و نشريات عربي را ميخواند و در سخنرانيهاي خود مردم
را از اوضاع دنياي جديد با خبر ميساخت. با اميرنظام گروسي و مهديقلي
هدايت و اديبالممالك فراهاني معاشرت و گفتگو داشت. طبع شعر داشت و در
كتابخانه خود مجلس شعرخواني برگزار ميكرد.
مشروطيت:
از آغاز
جنبش مشروطيت از هواداران آن بود. پس از اعلام مشروطه در انتخابات دوره اول
مجلس شوراي ملي راي اول را در بين علماي تبريز بدست آورد ولي نمايندگي را
نپذيرفت. با تأسيس انجمن ايالتي آذربايجان از حاميان آن شد و در مقابل
انجمن اسلاميه كه علماي مخالف مشروطه تأسيس كرده بودند پشتيبان انجمن
ايالتي بود.
در دوره استبداد صغير سعي زيادي براي جلوگيري از اشغال
تبريز و حل مسالمتآميز مسائل داشت. پس از فتح تهران كوشش كرد كه از خلع
محمدعلي شاه جلوگيري كند و اختلافات با مسالمت حل شود ولي موفق نشد. با
اشغال تبريز از سوي نيروهاي روسيه تزاري سعي در آرام كردن اوضاع داشت. به
اصرار او ستارخان و باقرخان از تبريز به تهران رفتند.
پس از
اولتيماتوم روسيه به ايران و درخواست اخراج شوستر، مردم تبريز به تظاهرات
دست زدند. مجاهدين تبريز به هواداري از مردم آماده مقابله با نيرهاي روس
شدند. ثقةالاسلام با اقدامات مجاهدان مخالف بود و همين به دشمني آنان با او
منجر شد. با شروع جنگ از سوي روسها، ثقةالاسلام به مخالفت باآنها
برخواست و در نامهاي از امير حشمت نيساري رئيس شهرباني تبريز خواست كه در
برابر روسها مقابله و دفاع كند. با آنكه در چند روز نبرد مجاهدان نيروي
روس را ضعيف كرده بودند ولي منحل شدن مجلس در تهران و پذيرش اولتيماتوم
ثقةالاسلام را واداشت كه از مجاهدين بخواهد كه سلاح را بر زمين بگذارند.
بهداركشيدن ثقةالاسلام
روسها از ثقةالاسلام خواستند كه به كنسولگري روسيه در تبريز بيايد. با آنكه كنسول عثماني به او هشدار داده بود، ثقةالاسلام از مخفي شدن و پناهندگي در كنسولگري عثماني سر باز زد و به كنسولگري روسيه رفت. در آنجا از او خواستند كه بنويسد كه آغاز كننده جنگ مجاهدان بودهاند ولي ثقةالاسلام از اين كار خودداري كرد و گفت روسها جنگ را شروع كردهاند. پس از آن او را همراه هفت تن ديگر در روز عاشورا بهدار كشيدند. او را در محلي كه اكنون مقبرةالشعراي تبريز است دفن كردند.پس از انقلاب اكتبر روسيه، دولت شوروي هيئتي را به تبريز اعزام كرد و به عنوان عذرخواهي دستهگلي بر مزار وي گذاشتند.
آثار:
* مرآةالكتاب در اسامي مولفات شيعه است.
* نامههاي تبريز
* ايضاحالانباء
* بثالشكوي (ترجمه بخشي از تاريخ يميني)
* مجموعه تلگرافات
* تاريخ امكنه شريف
* بالون ملت ايران به كجا ميرود؟ (رساله)
* ترقي مملكتي به مال است و تحصيل مال با علم (رساله)
* اصول سياست اسلاميه
* مجمل حوادث يوميه مشروطه
* لالان (رساله)
* نامهها
منبع: ويكي پديا